298. مدرسه!
قرار بود امروز بریم کلاس مادر و کودک ... دیشب مسعود و سمانه پیشمون بودن و رفتیم الماس و برا مدرسه رفتنت :) کیف خریدیم:)) کیف رو انداختیم رو دوشت و شونه هات رو خیلی بانمک نگه میداشتی حس میکردی شونه هات رو بندازی کیف میفته :) امروز عصری بابا اومد که بریم ولی تو خواب بودی و بیدار که شدی و رفتیم دیگه دیر شد:( منم پیشنهاد دادم بریم پیش دایی محمد و کتاب بخریم :) آییییی حال میده کتاب خریدن :) بیشتر کتابهای نشر افق رو دارم ولی بازم 100 تومن کتاب خریدم! فکر کن!!! کتاب 2-3 تومنی که بشه 100 تومن چندتا کتابه هههههه . دو تا کتاب هم برای کیانا و سارینا گرفتم و تازه عمه هم 1 کتاب بهت داد رفتیم اونجا :) ...











